صبح دولت می دمد - كو جام همچون آفتاب؟
فرصتی زین به كجا باشد؟ بده جام شراب!
خلوت خاص است و جای امن و نزهتگاه انس
موسم عیش است و دُور ساغر و عهد شباب
خانه بی تشویش و ساقی یار و مطرب نكته گوی
( این كه می بینم به بیداری ست یا رب، یا به خواب؟ )
شاه عالم بخش در دُور طرب ایهام گوی
حافظ شیرین كلام بذله گو حاضر جواب
شاهد و مطرب به دست افشان و مستان پایكوب
غمزه ی ساقی ز چشم مِی پرستان بُرده خواب
جای امن و یار ساقی و حریفان یک جهت
كرده چشم مست ساقی باده نوشان را خراب
از خیال لطف مِی، مشاطه ی چالاک طبع
در ضمیر برگ گل خوش می كند پنهان گلاب
از پی تفریح طبع و زیور حُسن طرب
خوش بود تركیب زرین جام با لعل مذاب.
□
تا شد آن مَه مشتری دُرهای حافظ را به گوش
می رسد هر دم به گوش زهره گلبانگ رباب.
:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 119
|
تعداد امتیازدهندگان : 40
|
مجموع امتیاز : 40